آسیب شناسی جامعه ایرانی

در صد سال‌ اخير بیشتر كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌ و مطالعه‌ كرده‌اند، معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ را كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را فراهم آورده را در سه‌ محور به خواندن «آسیب شناسی جامعه ایرانی» ادامه دهید

خاطرات یک مهاجر حقیقی

وقتی از ایران خارج می شدم با خودم گفتم می روم؛ می بینم، می سنجم. اگر شد می مانم و اگر نه بر می گردم. فکر می کنم خیلی ها هم با همین فکر از ایران بیرون رفته اند. در واقع این فکر کمک می کند که از شدت حجم واقعه ی پیش رو بکاهید و به شکل یک تجربه ی برگشت پذیر بهش نگاه کنید چون مغز ادم از چیزهای برگشت پذیر کمتر می ترسد. واقعیت این است که مهاجرت ( از نوع ایرانی آن) پروسه ی بی بازگشتی ست. ایرانی های زیادی به کار سیاه و حتی شستن زمین هم رضایت می دهند تا برنگردند. واقعیت این است که وقتی به راه رفتن توی محیط ازاد عادت کردید برایتان زندگی در شهری که هرکه از راه رسید بتواند جلویتان را بگیرد و ارشاد کلامی تان کند سخت می شود. وقتی به قطارهای خالی که سر ساعت می رسد؛ به نظم؛ به قانون به هوای پاک و بدون پارازیت، به اینترنت پر سرعت بدون فیلتر؛ به رانندگی خوب؛ غذای خوب، شراب خوب و لباسهای رنگی خوب عادت کردید دیگر نمی توانید روال سایق را قبول کنید. دوستان زیادی داشتم که بعد از ده سال به ایران برگشته اند و بیشتر از چند هفته دوام نیاورده اند. آنهایی هم که ماندگار شده اند برای همیشه مثل کبوتر دو برجه بین این و آن معلقند. پیش از این که مهاجرت کنید به این فکر کنید که این تصمیم برای همیشه زندگی شما را تغییر خواهد داد.
چیزهایی که شما بعد از مهاجرت به دست می اورید (آزادی، رفاه، امنیت ..) همانقدر مهم است که چیزهایی که پشت سر می گذارید ( خانواده، دوست، خاک آشنا، شغل، ..) . بطور ساده هر قدر چیزهایی که شما پشت سر می گذارید کمتر باشد و دست آوردهای شما آن طرف ناچیزتر، کفه ی شما در دیگر سو سنگین تر خواهد بود و شما مهاجر موفق تری خواهید بود. بطور مثال اگر در ایران توی کارتان ناموفقید؛ حق شما خورده می شود، خانواده ای دارید که بارشان را باید بکشید، مهاجرت برای شما گزینه ی خوبی است. چون از شر چیزهایی که دوست ندارید خلاص می شود و این طرف هرچه که درانتظارتان باشد از انچه که تجربه می کنید بهتر خواهد بود. اما برعکس اگر شغلی دارید که به شما هویت می دهد، مورد احترام هستید، خانواده و حلقه ی دوستانی دارید که با انها خوشید و تنهایی هایتان را پر می کنید بیشتر به تصمیمتان فکر کنید چون خیلی از اینها رابه اسانی برای همیشه از دست می دهید. به یاد داشته باشید که ذهن آدمی ذهنی مقایسه گر است. شما ممکن است زیرک باشید و از دام مقایسه خودتان با دیگران در بروید اما از دام مقایسه امروز با گذشته ی خود به سختی می توان در آمد.
بسیار شنیده ایم که گفته اند «هرکجا باشم باشم، آسمان، فکر، زمین مال من است». واقعیت این است که زندگی شعر نیست. دنیا مرزهایی دارد و شما یک ایرانی هستید. هیچ کشور دیگری سرزمین شما و خاک شما نیست و نخواهد بود. شما می توانید در هر کشوری که بخواهید اقامت کنید، درست مثل هتلی که برای اقامت انتخاب کرده اید این هتل می تواند بسیار شیک، مرفه و اصلا هفت ستاره باشد. اما در هتل احساس خانه را نخواهید داشت. شما متعلق به خاک خودتان هستید و انجا را با همه ی بدیها، خوبی هایش می شناسید، با جرایم و جنایات وخرافاتش آشنا هستید. این ور آب شما روی زمان و مکان و فرهنگ سوار نیستید. در دراز مدت حسی شبیه عدم تعلق روی شما سوار می شود. البته عدم تعلق و چون سرو ازاد بودن خیلی هم خوب است ولی واقعیت این است که روح ادمی برای لذت بردن ازچیزها نیاز به احساس تعلق دارد. بدون حس تعلق از زیبایی، نظم و آزادی اطرافتان بهره ی چندانی نمی برید چون اینها «مال» شما نیست. تصاویر از برابر شما می گذرد، شما می بینید اما عمق حس جاری در محیط در روح تان نفوذ نمی کند و در یک کلام » حال نمی دهد». این که می بینید کسی در بهترین ساحل دنیا با بیکینی نشسته و مارگاریتا میخورد و هوس ساندویچ فری کثافته یا اتوبوس های شهر ری را می کند ادا نیست. این واقعیت مضحک رو
بقول عباس معروفی در کتاب «فريدون سه پسر داشت»: به آلمانی که حرف می زنی حالتی در صدات نيست، نه غمی، نه غمبادی، نه ….. ای مرده شور اين حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان مادری حرف می زند، همه هستی اش می آيد بالا. آدم رو می شود. حرف که می زنی خودت را تعريف می کنی، همين که دهنت باز شود می فهمند کی هستی و چند مَرده حلاجی.
.سن عامل بسیار بسیار مهمی است. بخشی از اهمیتش به قانون اول بر می گردد. بدیهی است که هرچه شما جوان تر باشید چیزهای کمتری را پشت سر خواهید گذاشت چون توی ایران ریشه نکرده اید و دست اوردهای زیادی ندارید که گذشتن از آن شما را غمگین کند. اما بخش دوم به خود خاصیت سن برمی گردد. با هر روز بالا رفتن سن توانایی شما برای اموزش و تطبیق پایین تر می اید و این در پروسه ی مهاجرت طبعات دردناکی خواهد داشت. شما اسامی ، کلمات، زبان ، قوانین جدید را به سادگی یاد نمی گیرید

بدون امضا

پروفایل چیست؟

پروفایل عبارت است از مجموعه‌ای از اطلاعات، نماده تصاویر و نشانه‌هایی که معرف هویت فردی و اجتماعی یک انسان است.

هدف از ارائه پروفایل دسته‌بندی ویژگی‌های شخصی از قبیل جنس، سن ، تحصیلات و نیز جایگاه اجتماعی فرد است. بر این اساس احتمالا پروفایل یک مرد ۴۰ ساله با تحصیلات پایین و یک دختر ۱۶ ساله دبیرستانی و یک دانشجوی رشته علوم انسانی با هم تفاوتهای جدی باید داشته باشد.

حال اگر همگی تصویر یک شخصیت کارتونی یا یک گربه را در قسمت تصویر بار گزاری کنند و نام خود را نیز با علائم عجیب و غریب معرفی کنند، مخاطب چه فهمی از هویت آنان خواهد داشت؟

آیا تفاوتی بین سن، تحصیلات و جنسیت آنها وجود ندارد؟ این روزها شاهد تشتت بالا و گسیختگی زیاد در ارائه هویت افراد از خودشان در شبکه های اجتماعی هستیم . افراد به چند دلیل نام خود را به علایم نا مشخص و نا مفهوم تعریف میکنند، یکی از ان دلایل عدم رضایت از نامشان است. دلیل دوم نوع شغل یا فعالیتشان است که یا با شأن شان هماهنگ نیست و یا با درونشان و سوم پنهان کردن عمدی هویتشان به دلیل تخطی آنها از هنجارهای معمول است. قابل درک نیست که دانشجویان محترم از علائمی به جز نام و نام خانوادگی در پروفایل خود استفاده می کنند، البته یک دلیل میتواند ارتباطات آنها با سایر اقشاری باشد که مورد اعتماد آنها نیست و یا نمی خواهند هویتشان برای آن افراد نمایان شود.
حال سوال این است چرا فرد باید به عضویت گروهها و یا کانال های در بیاید که مورد وثوقش نیست و به این روش خود را پنهان کند.
نکته دیگر اینکه برخی از زنان تحصیلکرده تصاویری از خود بارگذاری میکنند که مربوط به محیط شخصی است و نه شخصیت اجتماعی آنها.
آیا میشود همانگونه که یک خانم در جشن عروسی لباس میپوشد در پروفایل خود عمل کند؟
این گونه فکر کردن و عمل کردن تنها ناشی از ضعف اعتقادات مذهبی نیست بلکه نشانه ناهنجاری های اجتماعی و غفلت از مهارتهای زندگی در اجتماع است.
یک انسان بهنجار کسی نیست که در عزا و عروسی و دانشگاه و پارک و جنگل و کوه و استخر یک پوشش و یا رفتار واحد داشته باشد بلکه توجه به موقعیت اجتماعی و رعایت هنجارها و ارزشهای جامعه در هر مکان و موقعیت نشانه بهنجار بودن فرد است.

حجم بالای آرایش صورت در خیابان، با پوشیدن ساپورت در دانشگاه و حرف زدن با موبایل در کلاس به اندازه شادی کردن در مراسم ختم یک متوفی نابهنجار است.
علوم انسانی باید بیشتر مراقب ناهنجاریها باشد.

طاهره جعفری

توهین به انسانیت

در جامعه‌ای زیست می کنیم که هر کس خود را خاص می داند و ۹۰ درصد جامعه را بی شعور و بی فرهنگ خطاب می کند شعور چیزیست که هیچ انسانی خود را از بابت کم داشتنش ملامت نمی کند! به خواندن «توهین به انسانیت» ادامه دهید

انگلیسی ممنوع !

پدیده خروج ایرانیان از ایران در آستانه چهل سالگی انقلاب سال پنجاه هفت همچنان به قوت خویش باقی است و تقریبا بطور متناوب ایرانیان به دلایل مختلفی از جمله اقتصادی،سیاسی و فرهنگی، همچنان و بطور روزمره مهاجرت میکنند. مهاجرت به هر دلیلی که باشد، تلاشی است مضاعف برای داشتن زندگی و آینده ای بهتر. به خواندن «انگلیسی ممنوع !» ادامه دهید

مراحل شش گانه مهاجرت

1) در ماههای اول وقتی شخص وارد محیط و شرایط جدید می شود و تجربه های جدید کسب میکند، با خوش بینی و امیدواری و یک نگاه جذاب زندگی را آغاز میکند و با توجه به احترامی که دیگران برای یک شخص تازه وارد و مبتدی قائل هستند، احساس پیروزی و مورد توجه قرار گرفتن دارد.
2) در این مرحله شخص کوشش می کند که وارد مسائل اصلی و اساسی شود. مسائل مربوط به فرهنگ پذیری و همانند سازی با محیط، شروع کار و یا تحصیل خود، خانواده، همسر و یا فرزندان در این مرحله انجام می گیرد.
3) فرد خیلی اشتیاق دارد که خود را یک شهروند کشور مقصد بداند و حتی روابط خود را با خانواده و اطرافیان ایرانی کم می کند و فرهنگ ایرانی خود را به حاشیه می راند، به عنوان مثال در جملات خود از کلمات و یا عبارات غیر فارسی استفاده می کند( بصورت عمدی نه از روی عادت).
4) شخص در این مرحله فکر می کند اصالتا اهل کشور مقصد شده و حتی فرهنگ، اعتقادات، اخلاق و رفتار جامعه ایرانی را نقد می کند.
5) در این مرحله از مهاجرت، افراد متوجه می شوند که در این جامعه جدید پذیرفته نشده اند و برخلاف تصورشان، غریبه و خارجی هستند. ظاهر، لهجه، نوع پوشش، و از همه مهمتر فرهنگ ایشان با جامعه مقصد متفاوت است. در واقع متوجه می شوند که هنوز یک غریبه هستند و باقی خواهند ماند و مردم آن جامعه از روی ادب به این تفاوت ها احترام می گذارند.
6) در این مرحله شخص به اصل و فرهنگ و آداب خود بر میگردد او متوجه میشود که در بهترین حالت یک شهروند ایرانی الاصل هست و باقی خواهد ماند و حتی ممکن است از هر ایرانی، ایرانی تر شوند.

با اقتباس از گفته های دکتر فرهنگ هلاکویی

تبعیض رسانه ای

نگاهی به رسانه ها و تبعیض

همه ما امروزه در انحصار رسانه ها هستیم و انحصار طلبی رسانه ها سبب آن شده است که بسیاری از حقوق افراد در جامعه نادیده گرفته شود و به نوعی دیگر ما شاهد تبعیض رسانه ای در جامعه هستیم.
امروزه هر رسانه ای که دارای ایده و تفکراتی همچون قدرت بیان ، قدرت سرمایه و قدرت ‌نفوذ و از همه به خواندن «تبعیض رسانه ای» ادامه دهید

تعصب ایرانی استرالیایی

در تعریف تعصب گفته شده تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی‌چون و چرا، برای تمام اهداف با موضوعات مختلف، انجام می شود. تعریف دقیقتر و موجزتری فیلسوف جرج سانتایانا از تعصب ارائه کرده. او تعصب را اینچنین تعریف کرده‌است: به خواندن «تعصب ایرانی استرالیایی» ادامه دهید

خودکشی

خبر شنیدن خودکشی اغلب آدم هایی که می شناسیم در وهله اول باورنکردنی است. خیلی ها اصلا نشان نمی دهند یا اعلام نمی کنند که چه در سرشان می گذرد. خودکشی یک امر خیلی شخصی و خصوصی به خواندن «خودکشی» ادامه دهید

آیا تغییر سخت تر میشود ؟

آدم‌، ساخته‌های خود را بیشتر می‌پسندد. نوشته‌های خود را خواندنی‌تر می‌داند و نظریاتِ خود را منطقی‌تر ارزیابی می‌کند. انسان برای دسترنج خود ارزش قائل است و هر چه بیشتر برای دستاورد خود، وقت و هزینه به خواندن «آیا تغییر سخت تر میشود ؟» ادامه دهید

آقازاده در زبان فارسی گامی به گذشته

زبان، تجلی‌گاه تنش‌ها و ستیز‌های اجتماعی است. آمیز حکومت دین‌محور و سودجویی سرمایه‌دارانه‌ی بی‌لگام در طول چهار دهه سلطه‌گری به این تنش‌ها در حوزه‌ی معنایی به خواندن «آقازاده در زبان فارسی گامی به گذشته» ادامه دهید

چرا پول توسعه نمی آورد

آيين‌ها ، هيئت‌ها، گروه‌هاي اجتماعي، اقوام ، نژادها و جنسيت همه اين ها انواع سرمايه هستند.
بعضی افراد سرمایه را در درآمد و پول خلاصه می‌کنند ، در حالی که سرمايه فقط پول نيست و اين يك برداشت نادرست است.
به خواندن «چرا پول توسعه نمی آورد» ادامه دهید

کنشگری آنلاین کنشگری کم هزینه

 

سرمایه داری توانسته است انسان را به موجود مصرف کننده صرف ، تقلیل دهد، موجودی که هویت و هستی خود را نه از طریق تفکر در خویشتن و جهانی که در آن زیست می کند بلکه از طریق مصرف مداوم کالاهایی که هر روز با شکل و ظواهر فریبنده عرضه می شود ، به خواندن «کنشگری آنلاین کنشگری کم هزینه» ادامه دهید

شهروند (استرالیا)کیست

انسان همواره کوشیده جهانی بسازد با  آمال و آرزوها ی زیبا ، جهانشهری کم عیب با مردمی خوشبخت.اما‌‌ هر چه تاریخ ورق خورده و تقویم عوض شده این امید بیش‌تر به گل نشسته و بشریت مایوس از تمام تاریخ گذشته و روزهای آینده ، گویا منتظر و گوش به زنگ به خواندن «شهروند (استرالیا)کیست» ادامه دهید

چهل ساله های امروز !

 

در روزگاری نه چندان دور، چهل پنجاه سالگی، سن قرار
و آرام بود. چهل پنجاه ساله جزو بزرگان فامیل و خانواده بود. برای خودش احترام و برو و بیایی داشت. زندگیش کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی..!

به خواندن «چهل ساله های امروز !» ادامه دهید

بیایید قدرت را از میلیاردرها بازپس بگیریم!

این وضعیت سیاره ما در سال 2018 است: پس از جنگ ها، انقلابات و نشست های بین المللی یکصد سال گذشته ما در جهانی زندگی می کنیم که یک اقلیتی بسیار کوچک با ثروتی باورنکردنی، بطور گسترده و نامتناسب سلطه خود را بر زندگی سیاسی و اقتصادی جامعه جهانی اعمال می کند. به خواندن «بیایید قدرت را از میلیاردرها بازپس بگیریم!» ادامه دهید

انرژی مثبت / منفی / نقدی بر فیلم راز

سال 2006 بود که زمزمه فیلم مستند راز (The Secret) در جامعه پیچید. ابتدا جدی گرفته نشد اما بفاصله کمتر از چند ماه آن  قدرفراگیر شد که رانندگان تاکسی در پشت چراغ قرمز در خیابان به ارسال انرژی به کائنات مشغول بودند. تب تبلیغاتی «قانون جذب» همه را واداشته بود که روح و روان خود را همچون کانالی در معرض انرژی کائنات قرار دهند تا با عبور انرژی! از آن به تمامی خواسته ها و آرزوهای خود برسند.

شعار فیلم این بود

به خواندن «انرژی مثبت / منفی / نقدی بر فیلم راز» ادامه دهید

پرسشگرانه

نقدی بر زندگی انسان در جوامع سرمایه داری مدرن

این روزها کمتر پیش می آید سوالی در ذهن افراد ایجاد شود. انسانها بدون سوال و پرسشگری به این جهان می آیند زندگی کرده و میروند. آن عده هم که از قبل سوالی ذهنشان را درگیر کرده،  جواب مطلق و مطمئنی در آستین دارند. به خواندن «پرسشگرانه» ادامه دهید

️پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی

روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. به خواندن «️پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی» ادامه دهید

سندروم مهاجرین

 در بین بخش زیادی از مهاجرین مخصوصا تازه واردها که شاید کمتر در فضای مجازی قابل درک باشد نگرشی بیمارگونه وجود دارد و آن اینکه:

به خواندن «سندروم مهاجرین» ادامه دهید

درباره قتل آتنا اصلانی

مردم نادان و مریض جمع شدن تا شاهد اعدام #قاتل_آتنا باشند و حال خوبی از دیدن اعدام پیدا می کنند. با سوت و کف و فریاد و هیجان، تو گویی به به خواندن «درباره قتل آتنا اصلانی» ادامه دهید

چهار بحران درمقابل تمدن ایران !!

من معتقدم نه جمهوری اسلامی و نه دولت، نه ایرانی‌هام و نه کشور، بلکه تمدن ایران با چهار بحران جدی روبه‌روست که من نامش را بحران‌های تمدنی گذاشته‌ام. به خواندن «چهار بحران درمقابل تمدن ایران !!» ادامه دهید

ما یا حکومت، کدام مسئولیم؟

این روزها با وقوع زلزله بازار فحش دادن به حکومت ایران داغ و داغ تر شده. همه از دولت و حکومت توقع دارند که در همه امور از ساختمان سازی و خودروسازی تا فرهنگ و اقتصاد و .. به خواندن «ما یا حکومت، کدام مسئولیم؟» ادامه دهید

برتری طلبی یا هدف مندی؟

در جامعه ای زندگی میکنیم که از صبح که بیدار میشویم تا شب که به رختخواب میرویم سعی داریم خود را بزرگتر، برتر و بهتر از آنچه که در عالم واقع هستیم نشان دهیم. مهمانوازی بیش از اندازه در جهت فخر فروشی، بزرگنمایی نکات مثبت و موفقیتها،جعل و انکار گذشته، مخفی کردن عیوب تا حتی یک مریضی ساده، مخفی کاری، چشم و هم چشمی، خودسانسوری و گاهی مخفی کردن بستگانی که فکر میکنیم شاید باعث آبروریزی باشند یا عکسهای آنها، آرایش کردن زیاد، عملهای جراحی، سرک کشیدن در زندگی مردم برای جمع آوری اطلاعات بدون افشا هرگونه اطلاعات شخصی و دهها نمونه دیگر. همه و همه در جهت اثبات این ادعا هست که من برتر و بهتر و موفق تر از بقیه هستم. حالا تصور کنید تمام جامعه مدام با یکدیگر در مسابقه «من از تو بهترم» باشند!

آیدین جواهریان

جامعه ایرانی استرالیا

مشاهدات یک مهاجر از جامعه ایرانی مقیم کشور استرالیا

سیدنی شهر بزرگی است، مهاجران زیادی از سراسر جهان در سیدنی زندگی میکنند و هر روز هم بر تعدادشان اضافه میشود. برای دریافتن تنوع فرهنگی حیرت‌انگیزی که در اینجا حاکم است، نیازی به مراجعه به آمارهای رسمی نیست. کافی است به خواندن «جامعه ایرانی استرالیا» ادامه دهید

«آسیب‌شناسی چَکشی»

چند روزی است که مقاله‌ای با امضای «دکتر علی محمد ایزدی» به نقل از کتاب «چرا عقب مانده‌ایم؟» در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. این مقاله تا کنون تنها در شبکهء «تلگرام» بیش از ۱ میلیون خواننده داشته و به سرعت به تعداد خوانندگان آن افزوده می‌شود. موضوع مقاله نقل خاطره‌ای از نویسنده از سفرش به کشور دانمارک است که در انتهای آن یک نتیجه‌گیری «جامعه‌شناختی» در مورد علت «پیشرفت» غربی‌ها و «عقب‌ماندگی» ایرانیان نیز ارائه شده است.

به خواندن ««آسیب‌شناسی چَکشی»» ادامه دهید

ﻣﺮاﺣﻞ ﺫﻫﻨﻲ ﻳﺎ ﺭﻭاﻧﻲ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻳﺎ ﺷوک ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ

ﻣﺮاﺣﻞ ﺫﻫﻨﻲ ﻳﺎ ﺭﻭاﻧﻲ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ stages of immigration و ﻳﺎ ﺷوک ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﺎﺷﻲ اﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ culture shock ﭘﺪﻳﺪﻩ اﻳﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ اﻓﺮاﺩﻱ ﻛﻪ اﺯ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺮاﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ اﺗﻔﺎﻕ ﻣﻴﺎﻓﺘﺪ. به خواندن «ﻣﺮاﺣﻞ ﺫﻫﻨﻲ ﻳﺎ ﺭﻭاﻧﻲ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻳﺎ ﺷوک ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ» ادامه دهید

منفی بافی

روز به روز بر شدت سیاه نمایی از اوضاع ایران افزده میشود، کافی است گروههای تلگرامی و اینستاگرامی را چک کنیم تا ببینیم چطور بصورت سیستماتیک جک و و عکس و پست های مختلف در دامن زدن به این سیاه نمایی تولید میشوند. به خواندن «منفی بافی» ادامه دهید

شهروند غرب نیستید، چون تاثیرگذار نیستید

پس می‌توان دو نفس داشت، دقیق خلاف آنچه لارنس عربستان گفته است، همزمان در دو جهان فرهنگی زندگی کرد و شهروند حقیقی دو سرزمین بود، اما پیداست که این نمی‌تواند یک قاعده باشد چنا‌نکه میلیون‌ها میلیون مهاجری که با عبور از دریاها و مرزها، جهان امروز ما را شکل داده‌اند، شرایط دیگری را تجربه می‌کنند، حتی اگر گمان رود که جا پای محکمی در سرزمین تازه پیدا کرده‌اند. جهانبگلو مثال تکه‌ی چوب شناور را می‌آورد. نگاه او به مهاجرت در روزگار ما آن ‌قدر منفی‌ست که آن را به مثابه‌‌‌ی قربانی شدن انسان می‌داند. مساله این است که چگونه می‌توان توازنی میان هستی پیشین خود با این جهان و فرهنگ جدید برقرار ساخت. منِ مهاجر چه نقشی در این جهان دارم و آیا امکان آن وجود دارد که شهروند حقیقی آن بشوم و نه به قولی شهروند صوری؟
گفت‌وگوی ما با رامین جهانبگلو را می‌‌خوانید، نویسنده‌ی فیلسوف که خود مهاجر است و ساکن تورنتو کانادا
به خواندن «شهروند غرب نیستید، چون تاثیرگذار نیستید» ادامه دهید

ایرانیان و ترس از آینده مبهم

مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
تهمت فراوان است ؟
به خواندن «ایرانیان و ترس از آینده مبهم» ادامه دهید

(قهرمان / فیلسوف (نما

عصر تضادهای ایدئولوژیک با فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد رسما به اتمام رسید و وحشت جنگ اتمی جای خود را به مناسبات هر چه بیشتر مالی بین کشور ها بخشید. دنیا تبدیل شد به دنیای اقتصاد. به خواندن «(قهرمان / فیلسوف (نما» ادامه دهید